حمام رفتهام. زیر حوله مانتویی. یا درش. خوابم میآید. کش آمدهام...کش.
دلم دوست میخواهد. خیلی وقت است که کسی به من نگفته میفهممت. درکت میکنم. میدانم چه میگویی.
بعضی وقتها در طول روز دخترم را پنج دقیقه هم نمیبینم. پسرم بیست دقیقه هم نمیبینم.
شوهرم آدم لوسی است. بیاعتماد به نفس و ناراضی.
من را با خودش برد یک شهر دیگر. با کلی اما و اگر تی وی خرید. آوردش خانه و بعد قهر عین بچهها که این چیزی نبود که میخواستم.
مادرم همیشه افسرده است. خواهرهایم همیشه سرشلوغ و افسرده.
خودم؟ من افسرده هم نیستم. من تنهایم. خیلی تنها.
سریال ک.لا.غ را دیدیم. من و دز . برای فیل. یمو نوشت خوشش نیامده.
من که بدم نیامد.
ترا.م..پ گفته امشب بدجور خواهد زد.