۱۴۰۱/۰۴/۲۶ ساعت ۱:۳۴ ب.ظ توسط انیس

زندگی مادرقحبگی زیاد دارد. و کلا شرایط همیشه یک ج.نده‌ی به درد نخور است که روی یک میله.ی گهی استریپ تز می‌کند.

نمی‌دانم تا کی باید برلی احقاق حق بدیهی‌ترین حقوق باید بوسه بر آلت زندگی و مالیدن تخمش و لیسیدن ک.ونش بپردازیم؟

وای خدای من . گاهی گاهی گاهی چقدر دلم می‌خواهد توی دهان مرتیکه برینم. به همین راحتی.

مطمئنم از ک.ون پدرش، پدر دیوث عوضی کثافت گه و عنش  طی یک مراسمی مستقیم در ک.ون مادرش چکیده و به یک عن بخارآلود تبدیل شده که بویش بوی عن میمون است.

حداقل ک.ون میمون سرخ تست ...یک کمی خنده دار...اما تو چی؟ ک.ون سیاه...قلب سیاه...عن زرد ..واه واه واه...

خود این مرتیکه و زن جادوگر کثیف عن‌ریزش ولم نمی‌کنند...

بابا خود نمودی مارو...گاییدیمون...بیا برو تو کون سگم.

اما نه نه...سگم چه گناهی کرده که بابت کرم کونی مثل تو اذیت بشه...

فکر میکنه منتظر میمونم بزنه تو گوشم و خم شم دستش رو ببوسم

وات ذ فاک؟؟!!

با اون سببل گندیده برام مردبازی درمیاره...تو حتی یک مو‌در تخم زندگی نیستی...تو حتی کرمی در عن زندگی ام نیستی...دهن بوگندو....زیربغل عرقو...دندون خرابو....گدااااا...پدر چونی و برادر خراب...

لعنت تمام خدایان حقیقی و دروغکی بر تو.

 

 

 

 

 

 

۱۴۰۱/۰۴/۲۵ ساعت ۹:۵۱ ب.ظ توسط انیس

ز.خ.م شیر را از ص.مد ط.اهری خواندم. کل مجموعه قوی و تلخ بود. همه‌ی داستان را تحمل کردم جز آخری که در آن سگ را می‌کشتند.

تمام که شد کتاب را پرت کردم. 

گور بابای انسانها. برای من فقط سگها مهمند و گربه‌ها. همه بمیرند به درک.

انسانها شر مطلقند و حیوانات جز خیر چیزی ندارند.

گور بابای هر چه آدم است

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.