خانواده ام دوستم ندارند.
مطمئنم.
یک چیزی در روحم خاموش شده. سردی روح، تهی بودن...
آخرش همینها سبب مردنم خواهند شد
الان پشت تلفن هستم و منتظرم مشاور جانش دربیاید و حرفی بزند. هر دو لج کرده ایم و هر دو ساکتیم. ببینیم چه میشود.
B L O G F A . C O M