باید بنویسم. چیزهایی از خود. از دیگران. از زندگی. مردگی. فرقی نمی کند. باید چیزهایی بنویسم. چیزهایی که چسب شود و بچسباندم به بادبادک زندگی.
دوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایمدوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایم دوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایمدوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایمدوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایمدوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایمدوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایمدوست دارم گریه کنم...دوست دارم از ته دلم گریه کنم..دوست دارم زار بزنم اما اشکم نمی آید..کاش گریه می کردم...اما نمیتوانم گریه کنم..سخت شده خیلی برایم.