سلیقهٔ من و دزموند در موسیقی یکی نیست. یک جاهایی هم یکی است. اما دزموند از این موضوع هنوز ناراحت میشود. حس میکند تحقیرش میکنم. وقتی یک ملودی پخش میشود و من چیزی نمیگویم. ناراحت میشود. فقط چون نمیگویم «چه قشنگ، چه زیبا، چه گوشنواز»، ناراحت میشود.
عادت کردهام در همه چیز خیلی تأییدش کنم و وقتی نمیکنم — نه اینکه حتی عیبی بگذارم، فقط تأییدش نمیکنم — ناراحت میشود.
عمیقاً عادت کرده که در ریز و درشت زندگی تأییدش کنم، و من هم عادت کردهام در ریز و درشت زندگی تظاهر کنم، کنار بیایم و موافقت کنم.