۱۴۰۴/۰۷/۲۵ ساعت ۶:۸ ق.ظ توسط انیس

پارسال یه آرایشگری بود که قرار بود بم رنگ مو یاد بده. مث اغلب

قریب به اتفاق آدمهای اینجا دهاتی و عقب مونده و گه بود و بدتر ک..ن نشوز و بد دهن.

ازم پرسیده بود چیکار می‌کنی؟ تو خونه؟

گفتم.

وقتی فهمید گفت: ای گوز! ولی جدن حالا خندیدم.

چقدر عن بود ریختش. دندونهای جلوش هر کدوم یه متر فاصله داشت. دستها عین بیل. کلفت و گنده و زمخت. هی بم می گفت تو همسن شوهرمی ریدم به خودت و شوهر ک...نیت. مثلا اون ناناسه و نی نی و چوکولو و ....من ریدم بت نوزاد کثیف خدا.

زنکه حریص طماع گدای بدزبون..با اون لهجه که انگار گوز بز بود نه طرز حرف زدن.

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها