پارسال یه آرایشگری بود که قرار بود بم رنگ مو یاد بده. مث اغلب
قریب به اتفاق آدمهای اینجا دهاتی و عقب مونده و گه بود و بدتر ک..ن نشوز و بد دهن.
ازم پرسیده بود چیکار میکنی؟ تو خونه؟
گفتم.
وقتی فهمید گفت: ای گوز! ولی جدن حالا خندیدم.
چقدر عن بود ریختش. دندونهای جلوش هر کدوم یه متر فاصله داشت. دستها عین بیل. کلفت و گنده و زمخت. هی بم می گفت تو همسن شوهرمی ریدم به خودت و شوهر ک...نیت. مثلا اون ناناسه و نی نی و چوکولو و ....من ریدم بت نوزاد کثیف خدا.
زنکه حریص طماع گدای بدزبون..با اون لهجه که انگار گوز بز بود نه طرز حرف زدن.