خدا کند س خوب شود. سگی که خیلی اذیت میکرد. فکر میکنم شاید با نفرینهای مادرم مریض شد. مادرم زن عجیبی است. موجودی که نفرتش پر از حرص و آز اعماق است. رمانهایی که از من متنفر بود ردخور نداشت که مریض نشوم.
چند روز پیش از اعماق قلبش گفت از ف دختر محمود متنفر است. اینکه محمود آدم بیخودی است به کنار و اینکه دخترش نچسب هم به کنار اما به هرحال آن