۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ساعت ۳:۱ ق.ظ توسط انیس

کسی از دور می آید

کسی از منظر گلبوته های نور می آید

صدایش بوی جنگل های باران خورده رادارد

ووقتی گیسوانش را

رها در باد می سازد

دل من سخت می گیرد

دلم ازغصه می میرد.

هوای قریه بارانی ست

جمیله جان

درها را کمی واکن

که عطر وحشی گل ها

بپیچد در اتاق من

که شاید خیل لک لک ها

نشیند بر رواق من.

جمیله جان

می بینی که ساحلهاچه خاموش است....

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها