۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ساعت ۲:۵۴ ق.ظ توسط انیس

خودم را گم کرده‌ام. دلم کتاب خواندن می‌خواهد و نوشتن و‌دوری از آدم‌ها.

از آرایش‌گرها، سالن‌دارها، خواهرها حتی. حالا به سنی رسیده‌ام که حتی تصور بیرون رفتن با دوستی و قدم زدن با او برایم ناممکن است. گاهی دلم برای آدم‌هایی تنگ می‌شود که می‌دانم عوض شده‌اند. زمانی که طور دیگری بوده‌اند و حالا دشمن من هستند و تا مغز استخوان از من متنفر.

خواهرهای کوچک‌ترم را می‌گویم. از شهریور ۹۸ تا حالا با من قهر کردند.

برایم دردناک است. درس زندگی برای من و آن‌ها است این.

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها