۱۴۰۳/۰۲/۱۲ ساعت ۲:۰ ق.ظ توسط انیس

خب خود آدم آن ور آب هم کم کرمو نیست.

تصور کن از ظهر تا پاسی از شب گوشی دستم است و این و آن را راضی کن که بخواهند فلان خواسته اش را اجرا کنند

بعد از اینکه حاجی بزرگه را راضی کردم و نوچه های خرش را خرتر کردم و حتی حاضر شدم به آدمهای آن ور آب بگویم که خودشان کالاها را بخرند و به نفع حجره ی حاجی بفروشند

لب کجو درآمده که هنوز موافقت از طرف خود وزیر صورت نگرفته

جل الخالق

پس چه گهی خوردی دیوس؟

اینهمه من را انداختی جلو حالا تازه داری می گویی باید جواب از وزارت و وزیر بیایذ؟

بعد من ملت را راضی کردم که در سه جا برایت مهمانی بگیرند؟

این که بگذرد دیگر کاری ندارم.

چه عنها.

حوصله ندارم و از خدایم است صورت نگیرد چیزی.

واقعاً خسته ام.

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها