با پای دردالودم دیشب ظرف شستم دوبار.
دوبار...دوبار...
بعد قیمه پختم.
امروز ظرف شستم و ش
ماکارونی.
مفصل به خاطر زاک.
بعد زاک مریض شد.
خدا کند خوب شود.
بعدازظهر دوست دزموند گفت دستپخت خانم را میخوری تپل شدی.
دزموند می خندید
به نظرم نباید میگفت. و نباید دزموند میخندید.
چرا اسم خانم را جلوی دزموند آورده اصلا.
من میدانم امل و سنتی و اولد فشنم یا اولد اسکول.
اما همینم.
و کمی دلم نمیخواهد هیچ دوستی از دزموند به من فکر کند. حتی به دستپختم.