اومده بودم اینجا چند کلمهای بنویسم. در قسمت بهروز شده ها دیدم دختری از مادر فوت شده اش نوشته که دلش تنگ شده و ...أش دخترم را گذاشتم جاش و حالم بد شد.
اشک اومد به چشمم.
دیگه حس نوشتن ندارم. دزموند از ساعت هشت شب خوابه. امیدوارم نگه کسر خواب داره.
اومده بودم اینجا چند کلمهای بنویسم. در قسمت بهروز شده ها دیدم دختری از مادر فوت شده اش نوشته که دلش تنگ شده و ...أش دخترم را گذاشتم جاش و حالم بد شد.
اشک اومد به چشمم.
دیگه حس نوشتن ندارم. دزموند از ساعت هشت شب خوابه. امیدوارم نگه کسر خواب داره.