خواب ...خواب ...خواب...
عکسهای اینستا میکشدم. اروپا. بازارها و ...
زنی که پارسال شوهرش را دست.گیر کرده بودهاند حالا اتریش یا سوئیس است و حالا برای کریسمس رفته اسلوونی. هیچ وقت به عکسها اهمیت نمیدادم اما این یکی اذیتم کرد. آن دوچرخههای گل و...میدانم رفتن به خارج برای کسب دانش شعفناک است ..ولی من خودم را با سبد گل گاه میبینم.
بگذریم بچه نیستم. یادمان دادهاند که ظاهر زندگی دیگران را با باطن خودت مقایسه نکن...خوب حالا. این را نگوییم چه بگوییم. باید خود را مجاب کرد و توجیه کرد ..
نشد. این مرد نمیخواهد. نمیدانم چرا. گمانم ترسو است شاید بیعرضه و شاید راضی به اینجا. نمی.دامم