۱۴۰۲/۱۰/۰۶ ساعت ۲:۵۰ ق.ظ توسط انیس

دلم می‌خواهد دستی به سر و روی وبلاگم بکشم. قسمت نظراتش را ویرایش کنم. بتوانم کد موزیک درش درج کنم. برای دیگران نمی‌دانم چگونه است اما از برای من این مشغولیات ساده زندگی‌ساز است.

امروز به دخترم، اَش گفتم من فقط در روز ۱۲ بازدید دارم. این را به او گفتم چون او صد سال سیاه نمی‌آید اصرار کند برای خواندن وبلاگم. حتی اگر زورش کنم هم نمی‌خواند. او که مادرم نیست! من مادرشم و فضولی و کنجکاوی جزولاینفک هویت مادرانگی‌ام.

القصه که بله گفتمش و جواب داد مامان تو روزی هزارتا بازدید داشتی، حداقل روزی پونصد هفتصدش رو من یادمه...این خوبه دیگه. چون کار اصلیت الان جای دیگه ای. ضمنا تو با کسی تعامل و تبادل لینک هم نمی‌کنی از دیرباز.

دیدم حرفی است برای خودش. قربان بچگی‌اش. گرچه حالا از او همچین دل خوشی ندارم(به احتمال زیاد از حال روحی خودم است و او در نوع خود مطمئنم که بهترین است، باید حرف زدنش را بشنوید) فقط سعادتش را خواستارم و رضایتش را از خودش.

برچسب ها :

جان من است او

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها