۱۴۰۲/۱۰/۰۲ ساعت ۴:۵۷ ب.ظ توسط انیس

می‌روم آتش روشن کنم. کنارش کتاب بخونم. چند روز پیش ها. بغل آتش بودیم . خواهرم مامان ساسا گفت حیف! می‌دونی باید اون موقع ها که دختر بودی و جوون و مجرد کنار این آتیش کتاب می‌خواندی.

چرا نمی‌شه یه وقت بگیم الحمدلله که الان اینم؟ چرا همیشه وقتی کنار شماها افسردگان همیشه‌ی تاریخ و قربانیان دوران و مظلومان جهان نشسته‌ام باید فکر کنم بله قبلا خون می‌ریدیم و حالا اگر طلا هم برینیم دیگر بی‌فایده و مقدار است.باشه.

شاید اون موقع چنان ش.ق کرده بودم که نمی‌توانستم از یک آتش مادر.ق.حبه لذت ببرم.

والا.

خلاصه که اگر یک خریدی کنیم باید بشنوم که

ما از حج.ی ارز.ون.ی خرید می‌کنیم دیگران از حیوانچی و ...فلان...بابا بگردیم یه نیم نگاه به ک.ون.مون بندازیم ببینیم قبلا کجا بودیم حالا کجا شدیم.

ببینم اون روستا مقر پدر مادر وی بوده...اون جایی که بعد از ۳۵ سال رفتم دیدمش محل سکونت کودکی

چی بوده ...خب ببینیم ننه آقامون کی بودن. در موفقیت -دم( بستگی داره به چی بگی موفقیت) عوامل بسیاری دخیله که تصمیم خود فرد برای کسب اون موفقیت قسمت بسیار کمی از اونه.

من دلم میخواد از فلانجا بخرم. خیلی هم خوب.

اما اونجا واسه من ساخته نشده. من خوب میتونم جای خرید همیشگی از دستفروش( که عاشقشم) گاهی برم یه فروشگاه معتبر. این میشه اون موفقیته که گاه و بیگاه دنبالشیم از نظر شما.

وگرنه اینکه من گریه کنم که چرا از ا.رزونی میخرم در حالیکه زنهای اینستاگرام از نمی‌دونم کجا.

قیاس مع الفارقه. عورت‌خلی محض.

به قول داداش ساسا:

خدایا شکرو😀

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها