دوست زاک که دختره همون رشتهی زاک قبول شده. توقع داره بچه بلند شه بره تهران؟ تهرانیجماعت هم که نعوذبالله شهرستانبیا و بمون نیستند( الا ما رحم ربی)
پس؟ به تخمم که نمیاد.
به زاک گفتم میخوای باهاش ازدواج کنی؟ گفت نه خانوادهاش خیلی مذهبیان.
دیگه نگفتم که اگه مذهبیان پس این چت شبانهروز ۳ک.۳۰ چی هست که فکر میکنی نمیبینم. یا عکسهای نود چیه که فکر میکنی چشمم نمیافته بشون. یا وقتی میریم تهران چرا بین دوستهای پسرت تنها دختر اونه. یا چرا...
به من چه. اگرم خواست باهاش ازدواج کنه من روش الانم رو در پیش میگیرم.
دوری و دوستی. احترام متقابل. عدم دخالت.
سرم به کار خودم باشه. نوشتن خوندن..
حالا گو تا زاک بخواد ازدواج کنه.