کثافت روانی...دوست دارم ببینمت که شکست خورده و خرابی. له شده. شکست خورده با احساس حقارت عمیق.
میدانی؟ یادت است داشتم با تو حرف میزدم و گفتی هی مواظب باش صدایت دارد برای من بلند میشود...چه عنی بودی. یادت این وقتی ریدی و کرونا گرفتی تصمیم داشتی غیبت نکنی چون ترسیده بودی بمیری و من داشتم دربارهی دزموند حرف میزدم و گفتی هی داری غیبت میکنی...
نمی بخشمت. تازه خودت را عین عن مرغ وارد تنها کاری که که در زندگی مال من بود مردی و دوتا کار آشغال تحویل دادی آن هم به واسطهی من و داری روی سومی کار میکنی که دزموند بینوا برایت تمامش کند و به اسم توی بیسواد خنگ کمهوش ابله شود. تو خواهرم نیستی. دشمن منی و نابودی آن آرزوی من است.