۱۴۰۲/۰۹/۲۹ ساعت ۹:۵۵ ب.ظ توسط انیس

چون ماری زخمی به خود می‌پیچم.

آدامس می‌ترکانم و به ف.ار.گو نگاه می‌کنم. دارم فکر می‌کنم چرا خواهرم آن زنک را به دیوار نچسباند و توی دهانش تف نکرد؟

پر از خشمم و دلم می‌خواهد ح۶ بکشم با اینکه تا حالا نکشیده‌ام با حتی از نزدیک ندیده‌ام یا 🌹بکشم.

آن را هم نکشیده‌ام. یا یک مshروب غلیظی بخورم و ...

Kیرم درت علی. اگه خدا وجود داره و تو رو نکنه باید در kونش گذاشت سان آف بچ

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها