خواب دیدم توی ماشین هستیم. دوست دزموند پشت سرم نشسته و هی دستانش را یواشکی دور کمرم گرد میکند.
برگشتنی از جایی هم باز این اتفاق افتاد و من بیآبرویش کردم. با فحش و فضیحت انداختنش بیرون.
او هم ویدیو پر کرده بود که او حتی به زنهای ما هم شباهت نداشت. بیادب، بیتربیت و خشن است...ویدیو را نگاه میکردم ...
بیدار شدم.
خواب خواهر کوچکه را هم دیدم . برگشته بود به اشتی. دخترش همراهش بود. من خوشحال شده بودم.