.

۱۴۰۲/۰۹/۲۱ ساعت ۷:۱۸ ب.ظ توسط انیس | 

چند وقت پیش رفتیم خانه‌ی بزرگ خاندان. خواهر مرد خیلی از من خوشش آمد. بعد تماس گرفت که خواهری نداری عین خودت، اینقدر بامزه و تودل‌برو و...

این‌ها کلماتش هستند نگویید انیس‌الجلیس را ببین چه خودش را تحویل گرفته. حرف شد و من همین را به مادرم گفتم. مادرم گفت: «خب بهش می‌گفتی اگه خواهرام رو می‌دیدی چی، باید خواهرام رو می‌دیدی، خواهرام رو ندیدی که این رو می‌گی».

برچسب ها :

طناب‌لیز

،

مکعب‌سیمانی

،

تمساح‌هاولبخندها

،

هنوزآثارش‌باقیست

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها