۱۴۰۲/۰۹/۲۰ ساعت ۳:۳۳ ب.ظ توسط انیس

پیش اش گریه کردم. سرش پایین بود و چای می‌خورد. این حاصل تربیت من است. بغلی، بوسی، قربونت برم گریه نکنی...هیچ. با بی خیالی چای می‌خورد.

حالم چند روزه خوب نیست. از دست برخورد آن روز زاک. تا حالا. نمی‌توانم ببخشمش.

اینها حاصل تربیت من است. من کاری کردم که اینها این‌طور شدند. بعدش به پدرش گفته مادر گریه می‌کند که احتمالا پدر بیاید ببیند چه‌ام است و او نخواهد کمی بیشتر پیشم بماند.

برچسب ها :

طناب لیز

،

هیچ کس بازت نمی‌شناسد

،

بادشنه‌بادرد

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها