خوبی وبلاگ این است که بیش از آنکه عکس و تصویر صادر کنی حرف میزنی. مینویسی. منظور اینکه تصویر قبل از فکر نمیدود. از فکر حرف میزنم. فکرهای مکثدار. نه تصمیمات لحظهای که استاد همانها هم هستم. استوریهای بستهی اینستایم گواهند.
این برتری نیست بلکه خاصیت است. چه عکسها و تصاویری که بی یک حرف دنیایی از فصاحت و سخنند و چه کتابها که الکن و گنگ. بحث مقایسه نیست، بحث کمی تأمل است.
برای انتشار عکس در اینجا باید کمی حوصله کنی. در فاصلهی حوصله تا صدور عکس یک خط باریک هست.اسمش تأمل است. مکث.
آن که قرار است ببیند برای چه ببیند و آنکه قرار است بخواند چه را خواهد خواند؟
اینستا مثل ریختن پول روی سر رقصندهای خوش بر و بدن است. بارش اسکناس. تند تند تند ..دنبالکننده آدم جمع کردن اسکناسهایی است که یکیاش هم گیرش نمیآید و همهاش میرود در چاک سینه و باسن رقاصه. یا رقاص.
اگر کاهلی کنی و چشمت نیفتد به آن اسکناس که افتاده آن گوشه باید حساب پس بدهی. تو وظیفهات را خوب انجام ندادی و آن زیبای خوش خط و خال را راضی نکردی. پس مغبون میشوی.
وبلاگ مثل تماشای رقص و تصمیم برای پرداخت کردن یا نکردن است. با فاصله. با پیپی بر گوشهی لب و جرعههای متأملانهی یک نوشیدنی ...
موقع بیرون رفتن کارت میکشی یا نمیکشی. قرار نیست کسی را راضی کنی. خود رقصنده باید راضیات کند.