رنگ ناخنهایم بد نیست. صورتی کدر شایندار.
دلم میخواهد بروم اسفند دود کنم و به باغبان زنگ بزنم.
امشب شاید حمام رفتم.کسلم گرچه. کاش دزموند بیاید موهایم را بشوید.
یا نه.
من کمرش را.
خیلی وقت است خوشبختانه خواهر و برادر شدهایم. با نگاهی که هیچ نشانهای از شهوت ندارد به هم مینگریم. شاید البته من از طرف خودم حرف میزنم. صرف تصور اینکه دزموند به من میل جنسی دارد حالم را بد میکند.