مترجمی به من دایرکت داد.
مترجم انگلیسی
فرانسوی
گفت میخواهد برایم کتاب بفرستد
آدرس خواست و ...
ذوق کردم.
نوشتم حالا باید تعارف کنم و بگویم نه و فلان....
اما راستش آنقدر ذوق دارم که سر از پا نمیشناسم و بی صبرانه منتظرم که هدیه ی ارزشمند و عزیزتان برسد...
خواستم سند کنم یک لحظه به خودم گفتم
هاب...هاب...ببینم ...
به سال گفتم ببین چی نوشتم
گفت زیباست و انسانی اما خیلی صمیمی است
چون آقای مترجم ...
نمیدانم ...
درستش کردم
اینطوری
سلام
بسیار لطف میکنید و آدرس و شماره....
ضمنا
امروز عصر با کسی به اسم عُمر از عراق صحبت میکردم
کتاب عربیها را او آورده کلی با من از موسیقی الفارسیة صحبت کرد
معتاد به شجریان ، هایده و مهستی...
من برایش مختاباد فرستادم
مدام میگفت الله الله...
بعد به من گفت شما تاج سر مایلید
خواستم بگویم نوکرتم
سال گفت دست بردار
میخواهی خودم جان تایپ کنم اصلا؟