دلم می خواست سوگلی یک حجره دار قدیمی یک حاجی بازاری بودم و برایش آبگوشت می پختم...لپهای سرخ داشتم. به پایم پول و ک.ی.ر می ریخت
دلم می خواست سوگلی یک حجره دار قدیمی یک حاجی بازاری بودم و برایش آبگوشت می پختم...لپهای سرخ داشتم. به پایم پول و ک.ی.ر می ریخت