۱۴۰۱/۰۲/۰۲ ساعت ۲:۷ ق.ظ توسط انیس

دیروز برام کرم اورده بود. نقدی. سه تا. گفت می خواستمخوشحالت کنم. شب وقتی بش گفتم ممنون وقعا خوشحال شدم( شدم؟!) گریه کرد. زد زیر گریه. گفت فکر می کنم هیچ وقت نمی تونم شادت کنم. هیچ وقت نمی تونم خوشبختت کنم. گریه کرد. زار زار. منم گریه ام گرفته بود. اما اشکم نمی تومد. منجمد عین یه یه کوه یخ دست کشیدم رو صورتش. گفتم تو مرد خوبی هستی. ببخشید اذیتت می کنم. گفت نه من اذیتت کردم که یانطوری شدی. تو کوچول بود..معشوم..هنوز کوچولویی...تو مظلوم بودی و زار زار گریه کرد. دلم می سوزه براش..اذیت می شم..تو روحم درد می دوه...گریه می دوه...تمام وجود اشک می ریزه..اما یه قطره اشک از چشمم نمیاد. تفسیر روانشناسی اش می شه از شدت اضظراب و استرس روحت خودش رو بی حس می کنه که بتونی دووم بیاری.

اما تفسیر خودم اینه دیوث شدن. بله به همین راحتی. دیوث شدم و کاریش نمی تونم بکنم جز اینکه برای مَردم..این مردی که یک زمانی من رو زیر مشت و لگد می گرفت..همین مرد عینکی ریشو لاغر که یه کار خوب داره و تو بهترین دانشگهها درس خونده و بالترین رتبه های رشته شا رو داشته درست مثل پدر دهاتیش من رو میزد...این مرد رو از خدا بخوام که روحش رو آروم کنه و تو اون دنیا ببرتش بهشت. چون یه آدم بدبختیه. چون بد ینست..ضعیفه.

ضعف هم دست خودش نیست. پدرش اینطور بارش اورده. مادرش.

ولی دلش تمیزه. خره. خریت داره. احمقه اما بدخواه نیست.

هااااای مرد...مرد...گوش دبه

من برام کافی هستی. نمی خوام به خدا دوستم داشته باشی....فقط بهم بد نکن...جای تموم ضربه های زندگیم درد می کنه مرد.

بفهم این رو

نمی خوانم برام بمیری. می خوام بذاری نمیرم تا وقتی بمیرم.

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.
پیوندها