یک خبرگزاری خارجی درباره ترجمه ام نوشته. خوبم. و خوشم.
و الحمدلله.
اما بعد..
خدایا تو که من رو از اون مرتیکه فیلسوف مآب و اون ناشر عوضی و علی.ف کثیف نجات دادی.
افسردگیم رو کم کردی و به من توانایی لذت بردن از چیزهای ساده رو باز برگرداندی...سیگار رو هم کم کن.
یه کاری کن کم شه و بعد قطع شه.
خوابم میاد.
ذوق دارم مرد رمان خانم دکتر رو شروع کنه و در موردش حرف بزنیم.
نمیدونم چرا انتشارات احمق هیچی برام تبلیغ نمیکنه. اینهمه براشون عکس میفرستم و نوشته...
یالا ولش کن...
مهم نیست...خودم برا خودم تبلیغ میکنم و راضی ام.