۱۴۰۰/۱۲/۲۲ ساعت ۵:۱ ق.ظ توسط انیس

یک روز می نویسم که چقدر خوشحالم آن جن.ده.ی حلبی آباد چطور با پول برادر خسیس و‌لاشی و خبیث و سیاه و زشتم رفت دماغ عمل کرد، گونه کاشت ابرو تتو کرد و نگذاشت بکندش و احتمال پرده ی تز قبل پاره شده اش را هم دوخت و برادرم جر خورد. ته دلم خیلی خوشحالم از حقش هم کمتر تست.

بعد مینویسم چرا.

مشخصات
انیس گفت: به من دشوار است، ولی چاره نیست.
شب سی و یکم.